یک کُرد با کارهای حسن زیرک، مظهر خالقی و ماملی نفس می کشد

آژانس خبری – تحلیلی زریان؛ درست بهار سال گذشته بود که یک آهنگساز جوان با نام "رهام سبحانی" با برگزاری دو کنسرت کردی موفق در تهران و سنندج نامش را بر سر زبان ها انداخت.
آژانس خبری – تحلیلی زریان؛ درست بهار سال گذشته بود که یک آهنگساز جوان با نام "رهام سبحانی" با برگزاری دو کنسرت کردی موفق در تهران و سنندج نامش را بر سر زبان ها انداخت.
به گزارش زریان؛ "رهام سبحانی" هرچند یکی از نام های آشنا در عرصه موسیقی سنتی بود و با کسب مقام اول بیست و چهارمین جشنواره ی موسیقی فجر با همراهی «گروه ژوان» کارنامه ای قابل اعتنا در این عرصه داشت، اما با آن دو کنسرت نشان داد که در موسیقی کردی هم حرفی برای گفتن دارد.

سبحانی با وجود آن فروغ اولیه بیش از یک سال است که نتوانسته فعالیت جدی در عرصه موسیقی کردی انجام دهد. به منظور یافتن پاسخ برای این پرسش، پای صحبت های این جوان اصالتاً سقزی ساکن تهران نشسته ایم.

"رهام سبحانی" سال گذشته یک شروع زیبا و خوب در موسیقی کردی داشت و با برگزاری دو کنسرت موفق در شهرهای تهران و سنندج خیلی زود در موسیقی کردی چهره شد. چه اتفاقی افتاد که این روند ادامه نیافت. آیا ورود شما به موسیقی کردی تنها یک تجربه موسیقایی در این عرصه بود و یا اینکه زمینه برای ادامه کار مهیا نبود؟

در شرایط کنونی ارائه ی کار حرفه ای موسیقی - چه در قالب کنسرت و چه آلبوم - البته اگر بخواهیم کارمان را آنطور که تمام و کمال و مورد پسند و در شان موسیقی ایران زمین است عرضه کنیم، بسیار دشوار است.

مشکلات و موانعی که برای دریافت مجوزهای لازم بر سر راه ما قرار دارد طاقت فرسا و دور از شان یک هنرمند است. به قدری این مسیر را دشوار و غیر منطقی کرده اند که ما کلاً از اصل موضوع پشیمان می شویم و عطایش را به لقایش می بخشیم.

جدا از این مسئله، هزینه های سرسام آور برای کرایه ی سالنها، هزینه صدابرداری، نور، تصویر و فیلم، تبلیغات، دکور، لباس گروه و جدیداً اماکن و نیروی انتظامی را اگر جمع بزنید رقمی می شود که حتی اگر سالن نیز لبریز از جمعیت و بلیط ها هم گران باشند تازه برابر می شود و در نهایت هیچ دستمزدی برای نوازندگان گروه باقی نمی ماند.
مبنای کاری و اندیشه ی من بر اجرای موسیقی کردی در کنار فارسی در شهرهای غیر کردنشین استوار است.

اسپانسرها هم در این شرایط برای هر گروهی سرمایه گذاری نمی کنند مگر کار "پاپ" باشد یا اینکه بواسطه ی نام خواننده ی مشهور و مورد نظرشان وارد میدان می شوند.

اینجا نکته ای باقی می ماند و آن تن دادن به شرایطی است که اسپانسر می خواهد نه اجرای ایده ی خود سرپرست گروه! خیلی از دوستان به همین دلیل با خوانندگان اسم و رسم دار کار می کنند و رقم کلانی هم به آن ها می دهند تا کنسرتشان برگزار شده و یا آلبومشان خریداری شود که من با این روش مخالفم چون قضایا تک بعدی و صرفا تجاری می شود.

حال، در مورد اینکه من در زمینه موسیقی کردی کم کار شده ام یا خیر، ربطی به عدم تمایل من برای این کار ندارد. چونکه مبنای کاری و اندیشه ی من بر اجرای موسیقی کردی در کنار فارسی در شهرهای غیر کردنشین استوار است.

همین عواملی که خدمتتان عرض کردم در عدم توانایی چنین کاری صدق می کند.

در کنارش هم باید بگویم ما متاسفانه در ایران خواننده ی کردی که بصورت حرفه ای و آکادمیک کار کند بسیار کم داریم یا اصلا نداریم! خیلی ها خوش صدا هستند یا خوب می خوانند ولی مدت ها زمان می برد تا برای اجرای حرفه ای و ارکستری یا استودیویی آماده گردند و دسترسی به آنها در تهران بسیار دشوار است.


یکی از مباحث طنز در مورد گرفتن مجوز اشعار فولکلور کردی این است که می گویند معنی این اشعار سراسر مشکل دارد و باید اصلاح شود


صادقانه بگویم اجرای همان دو کنسرت سنندج و تهران با خوانندگی حسین صفامنش، در شهری مثل کرمانشاه به دلیل سخت گیری های موجود شاید رویایی بیش نباشد. احساس نمی کنید کمی سخت می گیرید و اگر تعامل بیشتری با مسئولین فرهنگی داشته باشید می توانید کارهایتان را بی دردسرتر به صحنه ببرید؟
در بعضی مواقع این تعامل نیست، بلکه تن دادن به چیزی است که تقدس هنر را پایمال می کند. مگر ما چه کردیم یا چه خواستیه ایم که اینطور به مخالفت برخاسته اند؟!

آیا جوانهایی که به جای مواد مخدر و ... ، عمری است ساز به دست گرفته و با عشق به هنر و تمدن و معنویت هنر کار کرده اند باید سزایشان این باشد؟! به قول استاد درویشی هنر مقدس است و هنرمند نباید برای گرفتن یک کاغذ مجوز بی معنی، سر خم کند

یکی از مباحث طنز در مورد گرفتن مجوز اشعار فولکلور کردی این است که می گویند معنی این اشعار سراسر مشکل دارد و باید اصلاح شود

خوب چطور باید به ایشان بفهمانی که فرهنگ کردی با دیگر نقاط متفاوت است و این واژه ها یا توصیفات برای کردها نه تنها معنی بدی ندارد بلکه آن را از منظر فرهنگ و ادبیات خودشان می بینند و لذت می برند

به راستی اگر اشعار فولکلور را از بدنه ی آهنگ حذف کنیم و به جای کلماتی که در وصف معشوق بکار رفته، دار و درخت و گل و چمن و ... بگذاریم برای یک مخاطب "کرد" خنده دار می شود!

رهام سبحانی بیش از هرچیز علاقه مند به تصنیف های فولکلور و کلاسیک کردی و ستارگان بزرگ این عرصه مانند حسن زیرک و مظهر خالقی است. دلیل این همه علاقه به کجا باز می گردد؟

موسیقی فولکلور کردی، تاریخ تمدن گویا و پویای کردستان است. و دلیل بقای زبان و تمدن کرد . فکر نمی کنم کردی باشد که به کارهای حسن زیرک، ماملی یا مظهر خالقی عشق نورزد. این قضیه سرشتی است و در خون جاری شده است.

یک کرد با شنیدن اشعار این کارها نفس می کشد. برایش نوستالژیک است. با شنیدن این تم ها و ریتمها زندگی می کند این ها شناسنامه ی کرد است. مانند "هه لپه رکی" که مختص به همین قوم است و فلسفه ی خاص خود را داراست
"کرد" با ریتم زندگی می کند. نمی شود در تنطیم یک آهنگ کردی چندین بار تغییر ریتم داد یا تنظیم ها را به قدری مدرن کرد که یک کرد ملودی و ریتم اصلی را گم کند یا به اصطلاح توی ذوقش بخورد

در اجرای کارهای فولکلور و کلاسیک کردی کمتر مایل به تغییر تنظیم اولیه آهنگ ها هستید در حالیکه اغلب هنرمندان سعی کرده اند با توجه به سلیقه خودشان تغییراتی در تنظیم اینگونه آثار صورت دهند. این رویه یک نوع سلیقه موسیقایی است یا اینکه از مسایل دیگری نشأت می گیرد؟

بسیاری از آهنگهای قدیمی کردی هستند که بازسازی یا اجرای مجدد نشده اند و حیف است نسل جدید آنها را نشنوند همچنین در مورد تنطیم و بازسازی باید بگویم که موسیقی کردی با فارسی متفاوت است

در کارهای فارسی شاید تنظیم هایم بسیار پیچیده تر و چند صدایی تر باشد ولی در کردی نظرم این است که مخاطب نباید زیاد با فضای اصلی آهنگ که با آن خاطره دارد فاصله بگیرد

"کرد" با ریتم زندگی می کند. نمی شود در تنطیم یک آهنگ کردی چندین بار تغییر ریتم داد یا تنظیم ها را به قدری مدرن کرد که یک کرد ملودی و ریتم اصلی را گم کند یا به اصطلاح توی ذوقش بخورد

مگر اینکه آهنگ جدیدی بر روی شعر جدیدی ساخته شود که در این موضوع داستان کلاً متفاوت خواهد بود و آهنگساز دستش باز است هر طور که باب میلش است تنظیم کند

از منظر دیگر اگر کارهای فولکلور کردی پیش از انقلاب توسط اساتیدی چون یوسف زمانی، مظهر خالقی، میرزاده، حسن کامکار، حنانه و ... در رادیو بازسازی و ثبت و ضبط نمی شد چند درصد از کارهای کردی که امروز برایمان باقی مانده است، شنیده می شد و همه ی مردم ایران با وقار و زیبایی این موسیقی آشنا می شدند

خیلی ها هنوز منتظر انتشار آلبوم تصویری کنسرت های سنندج و تهران هستند. چرا تاکنون اقدام به این کار نکرده اید. آیا دلیل خاصی داشته است؟

در مورد انتشار آلبوم باید بگویم برخی تفاوت های سلیقه ای بین من و خواننده ی آن کنسرت (آقای صفامنش) وجود دارد که روند توافق برای انتشار کار را کند کرده است

دوم اینکه بحث مجوز و هزینه های انتشار آن در ایران هم از عوامل اصلی این توقف می باشند و امیدوارم روزی این مشکلات برطرف شده و آثارمان وارد بازار گردند

حسین صفامنش بسیار خوب می خواند، مسلط است و با ذوق و باهوش. ولی دیدگاه من در مورد موسیقی حرفه ای و رسمی و کار تیمی و جدی، با ایشان تفاوت دارد

خوب خواندن و خوب ساز زدن برای رسیدن به تنهایی کافی نیست. هنرمند باید قدر و منزلت هنرش را بداند و در انتخاب فضایی که می خواهد کارش را عرضه کند بیشتر دقت کند

صفامنش با استعداد است و آینده ی درخشانی خواهد داشت و جای چنین صدایی در موسیقی کردی ایران سالهاست خالی بوده است. امیدوارم راهش را درست برود و همچون گذشتگان که به موسیقی ما خدمت کردند و موسیقی محفلی و مجلسی کردی را از روستاها و بزم های شادی به عرصه ی حرفه ای و رادیو و تلویزیون و حتی تمام نقاط دنیا رساندند، این راه حساس را به درستی ادامه دهد

خبرگزاری کرد پرس